تبليغاتX
کاش روز و شب نبود بین ما جدایی نبود

کاش روز و شب نبود بین ما جدایی نبود

تو بگو عشق من پاک و مقدس نبود که سهم من حسرت شد و انتظار ؟

میتونی بیشتر از این منو آزرده کنی   ،  گل سرخ قلبمو سرد و پژمرده کنی

میتونی خط بکشی رو نشون و اسم من  ، از خودت دورم کنی دور دور تا گم شدن

اما در خاطر تو من موندگارم نازنین     ،    تا غروب این زمین تا طلوع واپسین

میتونی از یاد من خودتو رها کنی  ،   مثه گریه تو خودت منو بی صدا کنی

میتونی دل بسپری به فراموشیه من  ،   رنگ حاشا بزنی به غم تنها شدن

              بیشتر ازمن چه کسی تو رو دوس داشتو شناخت

                    چه کسی با سختی شب پاییز تو ساخت

می دونم پیش همه منو انکار مکنی   ،   روشنیه آئینم رو تو تیر و تار می کنی

اما در خاطر تو من موندگارم نازنین   ،   تا غروب این زمین تا طلوع واپسین   

 

+نوشته شده در شنبه 26 خرداد1386ساعت0:48 قبل از ظهرتوسط الهام | |