|
نروووووووووو .... باز دیشب دوباره از کوچه تنگ و تاریک خاطره هام قدم زدم دوباره یادت اومد تو ذهنم و پیش خود از اسم تو دم زدم دوباره یادم امد اون لحظه های بی کسیم با تو بودم زیر بارون ، ترانه ای از عشق تو سرودم .. اما نه قلب تو دریاست هنوزم به یادم هستی می دونم تو هم غریبی حالا هر کجا هستی تو اگه صدامو می شنوی بدون دلم تنگه برات بگو تو هم هر شب به یاد من بارونی می شه گونه هات بگو هنوزم دل تو طاقت دوری نداره بدون هنوزم شاخه های گل تو رو به یاد من میاره دیگه حتی قاصدک ها از تو پیغامی ندارن هیچکی نیست منو بفهمه سر روی شونم بزاره چه غریبونه نشستم چشم براهت تک و تنها چه کنم وقتی که نیستی ؟ منو و دنیای غم ها هنوزم شاخه های گل تو رو یاد من میاره بغض وجودمو می گیره اشک رو برگاش می باره هنوزم شاخه های گل تو رو یاد من میاره اشک تو چشمام حلقه بسته چشام تا سحر بیداره ...
سيه چشمي به كار عشق ايستاد به من درس محبت ياد مي داد مرا از ياد برد آخر ولي من به جز او عالمي را بردم از ياد
وچه زیباست در تنهایی اندوهگین بودن و با دیگران خندیدن ؛ کاش قلبم درد پنهانی نداشت ، چهره ام هرگز پریشانی نداشت برگهای آخر تقویم عشق ، حرفی از یک روز بارانی نداشت کاش می شد راه سخت عشق را ، بی خطر پیمود و قربانی نداشت .
|
About![]()
زغم کی هلاکم که ز من خبر ندارد
Home
|